شاید همهی ما تصور کنیم که اعتیاد به پرکاری معادل داشتن عملکرد بالاست، در حالی که این دو هیچ شباهتی به هم ندارند.
می دانیم که هر دو شبیه سختکوشی هستند، اما یک تفاوت بزرگ میان آنها وجود دارد. بزرگترین تفاوت این که فرد در درونش به رابطهی میان خود و شغلش چه احساسی دارد.
افرادی که دارای عملکرد بالا هستند، در محیطهای سالم و پایدار بسیار زیاد کار میکنند و در آن موقعیت احساس شادکامی دارند. از طرف دیگر، افرادی که خورهی کارند، در محیطهای ناسالم و بدون پایداری سخت کار میکنند و از این اتفاق شاد نیستند. معمولاً چنین افرادی همیشه احساس خستگی میکنند.
بین کسی که خورهی کار است و کسی که عملکرد بالا دارد تفاوتهای دیگری هم میتوان برشمرد.
- فردی که عملکرد بالا دارد ارزش خود را میداند
خیلی ساده است، شخصی که عملکرد بالا دارد خیلی خوب ارزش خودش را میداند، هر از چند گاهی عملکردش را خود- ارزیابی میکند تا همواره در مسیر پیشرفت باشد. افرادی که عملکرد بالا دارند برای خودشان حلقههای بازخورددهنده میسازند و منتظر نمیمانند که دیگران به آنها بازخورد بدهند. در حالی که افراد معتاد به پرکاری به دیگران اجازه میدهند که ارزش آنها را تعیین کنند.
افرادی که بسیار سخت کار میکنند و به عبارت دیگر به پرکاری اعتیاد دارند، به تأیید اعتبار بیرونی از طرف دیگران وابستهاند: دوستان، رئیس، همکاران و مراجعان. آنها منتظر ارزیابیهای بیرونی، مانند گزارشات میاندوره یا سالانه، میمانند تا بدانند چقدر خوب عمل میکنند، و همین باعث میشود که همواره با نوعی احساس ترس دائمی کار کنند.
- فردی که عملکرد بالا دارد همیشه میداند که چه زمانی ۱۰۰% توان خود را به کار گیرد
افرادی که عملکرد بالایی دارند میدانند که چه زمانی «بالاترین حد توان خود را نشان دهند.» آنها میدانند که چه زمانی ازشان انتظار میرود یا باید هر آنچه که دارند را روی دایره بریزند. برای همین انرژیشان را برای آن زمان ذخیره میکنند.
آنها به توهم ۱۱۰% فکر نمیکنند، و میدانند که ۱۱۰% ناپایدار است. در عوض، روی ارتقای ظرفیتشان تمرکز میکنند تا ۱۰۰% آنها خیلی بهتر از ۱۱۰%شان باشد.
کسانی که به پرکاری معتادند همیشه سعی دارند برای هر کاری تمام توان خود را بگذارند. به همین سبب است که خیلی زود خسته و فرسوده میشوند. در تعیین اولویتبندی کارهای مهم به مشکل برمیخورند و به همین علت همیشه گیج و سردرگماند.
- فردی که عملکرد بالا دارد دست به اقدام ابتکاری میزند، اما فردی که معتاد به پرکاری است واکنشی (انفعالی) عمل میکند
افرادی که عملکرد بالا دارند از قبل برای روز خود برنامهریزی میکنند تا مطمئن شوند که هدفمندترین کارها را انجام میدهند. تنها بعد از تکمیل این برنامه است که به خودشان اجازه میدهند روی رویدادهای از قبل پیشبینینشده تمرکز کنند.
افراد معتاد به پرکاری تماماً تحتتأثیر عوامل حواسپرتکن بیرونی، مانند خواندن ایمیلها و رسیدگی به بحرانها، هستند. تنها بعد از آنکه به مسائل جزئی و پیشپاافتاده رسیدگی کردند، سراغ کارهای هدفمند میروند.
- فردی که عملکرد بالا دارد میداند که چطور به کسبوکارش برسد و همیشه هم مشغول دادوستد است. اما فردی که معتاد به پرکاری است، برای انجام کار واقعی همیشه سرش شلوغ است
افرادی که عملکرد بالایی دارند اهدافی برای خودشان تعیین کردهاند که همان انجام کسبوکارشان است و تنها چیزی که واقعاً برایشان اهمیت دارد نتیجه است. اگر نتوانند برای ارزشزایی در لحظهی حال کاری انجام دهند، به جای آن سراغ فراغت یا یافتن راهکار میروند. آنها میدانند که کسبوکار هم، درست مانند اقتصاد، روی موج حرکت میکند، بنابراین خودشان را آماده میکنند تا روی امواج بزرگ سرمایهگذاری کنند.
اما اولین هدف افراد معتاد به پرکاری این است که همیشه پرمشغله باشند، چون تصور میکنند هر چه پرمشغلهتر باشند (یا دستکم اینطور به نظر برسند)، حتماً آدم مهمتری خواهند بود. چنین افرادی همهی زمان خود را با کارهای پرمشغله پر میکنند، چون اگر کاری انجام ندهند، مضطرب میشوند. این اضطراب ناشی از آن است که به ارزش خودشان واقف نیستند.
پس تمایز میان این دو را فراموش نکنید، چون هیچ شباهتی به هم ندارند، به جز اینکه در فرهنگ واژگان چنین آمده: (فرد دارای) عملکرد بالا: بهتر، سریعتر و کارآمدتر از دیگران. معتاد به پرکاری: کارمند بیاختیار!
https://www.womenontopp.com/the-4-differences-between-a-workaholic-a-high-performer/
مترجم : حسین گایینی