کسانی که هوش هیجانی بالایی دارند چگونه از قانون مارک تواین استفاده می‌کنند که به نحوه استثنایی مجاب‌گر شوند؟

این ماجرایی ست که به سه چیز مرتبط است: هوش هیجانی، مارک تواین (نویسنده نامدار آمریکایی) و هنر رسیدن به هدف.

اجازه دهید که من راه خودم را بروم و نتیجه نهایی را از همین ابتدا به شما بگویم.

آدم­های باهوش وقتی می­‌خواهند کسی را به کمک در راه به رسیدن به آن­چه که می­‌خواهند مجاب کنند، چند روش متداول دارند. سایر آدم­ها اهداف خودشان را تضعیف و عدم هوش هیجانی­‌شان را فاش می‌­کنند:

  • آنان نمی­توانند اهداف­ خود را دقیق بیان کنند،
  • آنان به قدری به روی حرفی که می­‌خواهند بگویند متمرکز می­شوند که از توجه به این موضوع که حرف­‌هایشان چگونه به گوش سایرین می­‌نشیند، غافل می‌­مانند
  • و درنهایت؛ وقتی صحبت می­‌کنند، مسیرها و راه­‌های پر پیچ و خم را طوری بهم می­‌ریزند که مشخص نیست دقیقا از دیگران می­‌خواهند که چه کار کنند.

حتی هنگامی که فرد نیت خوبی دارد باز هم کل قضیه گیج­ کننده است. بنابراین کسانی که هوش هیجانی بالایی دارند آموخته­‌اند که یک عادت ساده را به طرز فریبنده‌­ای با آغوش باز بپذیرند. عادتی که به آن­ها کمک می­کند بر این سه تله غلبه کنند.

آن عادت اختصار است.

بیاید این موضوع را با کمک مارک تواین شرح دهیم.

این جمله از یکی از مشهورترین نقل قول­‌های او نشات می­گیرد. نقل قولی خارج از آثار ادبی او. مشخصاً از نام‌ه­ای که فرض می­‌شود بیش از ۱۵۰ سال پیش به دوستی نوشته­ است.

نسخه محبوب نقل قول چنین است:

«اگر وقت بیشتری داشتم، نامه کوتاه­‌تری می­نوشتم.»

برخی از سنت­‌گرایان خُرده می‌­گیرند که آیا مارک تواین این حرف را به عینه بیان کرده یا که در حقیقت چیزی که بلز پاسکال پیش از این به زبان فرانسوی نوشته را به زبانی دیگر بیان کرده ­­است.

فارغ از این­که آیا مارک تواین این را در آن زمان می­‌دانسته یا نه، من حالا به شما می‌­گویم: ارائه پیام خوب زمان می‌­برد. اما این­که واقعا بتوانید آن را با هنرمندی بسازید، ویرایش کنید، به قولی دیگر بیانش کنید و اطمینان حاصل کنید که به نحوه موثری با نتایج نهایی مطلوب­تان مرتبط است، زمان بسیار بیشتری می­‌طلبد.

این موضوع درباره نامه‌­ها، کتاب­‌ها و مقالات موجود در این سایت هم صدق می­‌کند و درباره مواقعی که صحبت از برقراری ارتباط راهبردی به شیوه هوش هیجانی ست هم صادق است.

برای مثال؛ فرض کنیم که یک فرصت فوق‌­­العاده برای کسب و کارتان در نظر دارید اما با چالش‌­هایی هم مواجه هستید.

شاید سالی به ماهی این شانس به شما روی آورد که برای یک مشتری رویایی یک کار هنگفت انجام دهید. در همان زمان با کمبود نیروی انسانی و یک بیماری همه­‌گیر هم مواجه هستید و نیاز دارید که همه نهایت تلاش­‌شان را بکنند که شانس کافی برای نتیجه مطلوب وجود داشته باشد.

شما به شدت هیجان­‌زده‌­اید و می­‌خواهید که تیم­‌تان نیز همین احساس را داشته باشند.

یک مدیر متوسط (یا حتی بالاتر از سطح متوسط) ممکن است تیم را جمع کند و توضیح دهد که چرا این یک فرصت عالی برای شرکت است و چرا امروز همان روزی ست که همه باید با حرارت مشغول به کار شوند که بتوانند عملکردی بالاتر از سطح انتظار داشته باشند.

اما مدیری با هوشِ هیجانی بالا همه­ چیز را از دیدگاه تیمش بیان می­‌کند:

  • منظور از «فرصت» برای همه چیست،
  • منظور از «فرصت» برای تک تک شرکت­ کنندگان چیست و
  • برای رسیدن به هدف هرکسی دقیقا باید چه کار کند.

بخش دشوار ماجرا اینجاست که فکر کردن درباره تمام این زوایا و ساخت هنرمندانه پیام صحیح زمان بیشتری می­‌طلبد. حتی ممکن است نیاز باشد کارها را به بخش‌­های مختلف تقسیم کنید که مجبور نباشید همه ­چیز را به یکباره به همه منتقل کنید.

در راس تمام این موارد؛ شما با چالش خلاصه کردن مواجه هستید. اما هنگامی که این کار را به خوبی انجام دادید، از این مزیت نیز برخوردار می­‌شوید که احتمال دستیابی به اهداف­تان بسیار بیشتر می­‌شود.

در واقع این بخشی از مفهوم هوش هیجانی ست:  آگاهی از هیجانات خود و دیگران و سپس استفاده از این آگاهی برای افزایش احتمال دستیابی به اهداف نهایی‌­تان.

چه در زندگی و چه در مدیریت؛ روده‌درازی جایگاه خود را دارد. گاهی ­اوقات هر آن­چه که می­‌دانید را تنها به این دلیل بنویسید که به افکار حقیقی­‌تان پی ببرید.

با این حال گاهی ­اوقات سکوت گویای همه ­چیز است. زمان گذاشتن برای حذف چیزهایی که می­‌خواهید بگویید (فقط به این دلیل که حس می­‌کنید باید آن­‌ها را بگویید) باعث می­‌شود چیزهایی که واقعا نیاز است گفته شود، به یاد ماندنی­‌تر شوند. این کار همان تفاوت بین درهم برهمی و شفافیت است.

پس از قانون مارک تواین پیروی کنید که به­ نحوه استثنایی مجاب­گر شوید! مسیر هوش هیجانی را ترسیم کنید و برای نوشتن نامه­‌های کوتاه­‌تر زمان بگذارید.

اگر متوجه شدید که تلاش مضاعف­تان نتیجه داد، تعجب نکنید! شما مانع سوتفاهم را از مهم­ترین گفتگوهایتان حذف کرده‌­اید.

ترجمه حسین گایینی

منبع

 

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *