تابستان بدی برای نگهداری و تعمیرات بود؛ به خصوص در نیویورک. ماه گذشته، اندرو کومو، فرماندار نیویورک، برای سازمان حملونقل این کلانشهر وضعیت اضطراری اعلام کرد و بر مشکلی تأکید کرد که متروسواران نیویورک نیز آن را بسیار خوب متوجه شدهاند: این سازمان به شدت به نگهداری و تعمیرات فوری نیاز دارد، چون نگهداری و تعمیرات و نگهداری پیشگیرانهی کافی در آن انجام نشده است. همچنین، به خاطر دو تغییر مسیر اخیر، که باعث اختلالهای جدی شده، ایستگاه پنسیلوانیا در ماه جاری مسیرهای پیشین را برای انجام نگهداری و تعمیرات مسدود کرده و تعداد قطارها را هم کاهش داده است- نمونهی دیگری از هزینههای اغماض در نگهداری و تعمیرات.
متأسفانه، این اغماض در نگهداری و تعمیرات محدود به نیویورک، حمل و نقل عمومی یا فقط این تابستان نیست. همهی انواع زیرساختهای امریکا – جادهها، پلها، فرودگاهها، فاضلابها- در شرایط فرسودگی قرار دارند. سرب سیستمهای آبی شهر فلینت در میشیگان و صدها شهر بزرگ و کوچک دیگر در سرتاسر کشور را آلوده کرده است. انجمن مهندسان عمران امریکا میگوید که ۱۷ درصد سدهای آمریکا دارای «پتانسیل خطر بالا» هستند، از جمله سدی که خارج از شهر اورویلِ کالیفرنیا قرار دارد و نزدیک بود در ماه فوریه ریزش کند. چرا در چنین وضعیت اسفباری قرار داریم؟ یکی از دلایل واضح این است که مقامات دولت فدرال، ایالتی و محلی منابع لازم برای انجام نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه را تأمین نمیکنند. اما این انفعال آنها نشانهی از یک مشکل عمیقتر است؛ مشکلی که به ندرت دربارهاش صحبت میشود: برداشت امریکاییها از فنّاوری برداشتی سطحی و نابالغ است، برداشتی که نوآوری را نوعی هنر میداند و تحسین میکند و نگهداری و تعمیرات را به عنوان کاری پرزحمت نادیده میگیرد.
وقتی امریکاییها دربارهی فنّاوری حرف میزنند، اغلب از «نوآوری» به عنوان یک مختصرنویسی استفاده میکنند. اما «نوآوری» فقط به فازهای اولیهی پیشرفت تکنولوژیکی و استفاده از آن اشاره دارد. به علاوه، با این کار حوزهی فنّاوری را به ابزارهای دیجیتالی عصر حاضر محدود میکنند؛ آیفون، اپلیکیشنهای رسانههای اجتماعی و غیره. مفهوم گستردهتر فنّاوری انواع گوناگون ماشینآلات، مثل متروها و قطارها را نیز در برمیگیرد، که ما برای رسیدن به اهدافمان از آنها استفاده میکنیم.
در حالی که نوآوری- یعنی فرایند اجتماعیِ معرفی چیزهای جدید- اهمیت فراوانی دارد، اغلب تکنولوژیهای اطراف ما قدیمی هستند و این یعنی انجام نگهداری و تعمیرات برای عملکرد درستشان در زندگی روزمره اهمیت فراوانی دارد. به دست آوردن آمارهای درست کار دشواری است، زیرا سازمانهای فدرال امریکایی هزینههای نگهداری و تعمیرات را به مقدار استاندارد در نظر نمیگیرند. اما در صنعت کامپیوتر، نگهداری و تعمیرات نرم افزار- یعنی رفع ایرادات و ارتقای مواردِ مشکل زا- بیش از ۶۰ درصد کل هزینهها را در بر دارد. بنا به نتایج یک بررسی، ۷۰ درصد مهندسان، به جای طراحی چیزهای جدید، روی نگهداری و تعمیرات و نظارت بر چیزهای موجود کار میکنند.
این فقط بحث نگهداری و تعمیرات و نگهداری نیست که جامعهی ما متوجه اهمیت آن نشده؛ بلکه خودِ تعمیرکاران هم هستند. ما برای این افراد جایگاه اجتماعی یا حقوق بالا در نظر نمیگیریم. نگهداری و تعمیرات معمولاً شغلی کارگری محسوب میشود: مکانیک، لولهکش، سرایدار، برقکار. تعمیرکارهای کارمندی هم داریم (مثل کارشناسان IT) و تعمیرکارهای روپوش سفید (مثل دندانپزشکان). اما آنها هم به اندازهی مخترعان مورد تحسین قرار نمیگیرند.
وقتی متوجه این مشکل میشوید- که نوآوری تجلیل میشود، نگهداری و تعمیرات فاقد ارزش میشود- کمکم آن را در همه جا میبینید. برای مثال، ایلان ماسک، کارآفرین و مخترع، اعلام کرد که برای سامانهی حملونقل زیرزمینی بین نیویورک و واشنگتن تأییدیه «شفاهی» دولت را گرفته است. به علاوه، یک پروژهی مشابه پیشنهاد کرده که با ساخت سامانهای گسترده از تونلهای حملونقل زیرزمینی ترافیک عمومی در لسآنجلس را زیر و رو خواهد کرد.
جدای از مشکلات عملیِ ساخت سامانهی زیرزمینی در لس آنجلس، جایی که به سستی خاک مشهور است، طرح آقای ماسک برآورده کردن رویایی رایج در میان ساکنان سیلیکون وَلی است: بهترین مسیر برای حرکت روبهجلو حذف واقعیت موجود و از نو ساختنِ همه چیز است. در مورد حملونقل شهری، مانند هر حوزهی دیگری در جامعهی پیشرفتهی صنعتی ما، یک لوح سفید هرگز گزینهی واقعبینانهای نیست. ما باید روشهای بهتری برای حفظ، بهبود، و مراقبت از آنچه داریم بیابیم.
سیاستمداران، که عاشق فرصت برای عکس انداختن و صدور بیانیههای هیجانانگیز جدید هستند، نیز ترجیح میدهند، به جای تعمیر چیزهای قدیمی و رنگ و رو رفته، چیزهای درخشان و تازه بسازند. شهردار نیویورک، بیل دو بلاسیو، یکی از حامیان پرشور تراموای بروکلین گوئینز است، خط تراموایی که ساخت و بهرهبرداری از آن میلیاردها دلار هزینه دارد. اما در گزارش اخیرِ سازمان حملونقل، یکی از گروههای حامی ارتقای حملونقل عمومی، چنین برآورد کرده که سرویس اتوبوسرانی نیویورک را میتوان با هزینهی نسبتاً پایین و با انجام تنها چندین تعمیر ساده مانند بازطراحی مسیرهای اتوبوس ارتقا داد- هزینهی کمتر در ازای مزایای بیشتر.
برخلاف نوآوری، که صنعت خانگی مخصوص برای مطالعات و پرورش ایدههای خودش را دارد، نگهداری و تعمیرات چیزی نیست که برای درک بهتر آن وقت بیشتری صرف کنیم. شاید اگر بیشتر به آن میاندیشیدیم، برایش ارزش و سرمایهی لازم را هم در نظر میگرفتیم.
درک بهتر این مسائل مزایای مالی بزرگتری دارد: نگهداری و تعمیرات یک کسبوکار بزرگ است. شرکتهای صنعتی بزرگ، مانند جنرال الکتریک و بوئینگ، روی ابزارها و روال کاریِ نگهداری و تعمیرات قابل پیشبینی سرمایهگذاریهای هنگفتی میکنند، زیرا موفقیتشان به پایایی محصولاتشان و وجود روال کاری منظم نیاز دارد تا هنگام بروز مشکل به راحتی بتوان آن را ردیابی کرد. حتی در صنایع دیجیتالی، که در آن محراب نوآوری مقدس است، هم پادشاهان «اختلال»- نتفلیکس، آمازون- تنها به واسطهی دادهها و شبکههای توزیع پایا، که به درستی از آنها نگهداری و مراقبت میشود، مشتریان خود را راضی نگه میدارند.
با تغییر تمرکزمان از نوآوری به سوی نگهداری و تعمیرات فرصتی برای اجماع نظر سیاسی بیشتر حاصل میشود. نگهداری و تعمیرات یکی از حوزههای سیاستگذاری عمومی است که محافظهکاران و ترقیخواهان باید در آن رو در روی هم قرار گیرند. مکتب محافظهکاری از ما میخواهد آنچه را از نیاکانمان به ارث بردهایم حفظ کنیم و مکتب ترقیخواه به دنبال ارائهی بهترینها برای تعداد بیشتری از آدمهاست. برای حفظ فنّاوریهای بهارثمانده از نسلهای گذشته و پذیرفتن و ارج نهادن به تلاشهای تعمیرکارانی که چرخهای جامعه را میچرخانند چه راهی بهتر از این وجود دارد؟
https://www.nytimes.com/2017/07/22/opinion/sunday/lets-get-excited-about-maintenance.html?smid=nytcore-ios-share
ترجمه : حسین گایینی