کوچ-منتور مدیران ارشد شریک توسعه راهبری مدیران

.

AR

EN

همه چیز درباره سوگیری تایید

چرا وقتی به دنبال حقیقت می‌گردیم، اغلب چیزی جز تأییدی بر آنچه از قبل باور داشته‌ایم پیدا نمی‌کنیم؟

این پرسشی است که شاید هر کدام‌مان، دست‌کم یک‌بار، بعد از یک بحث داغ، یک تصمیم اشتباه یا حتی یک گفت‌وگوی ساده با خودمان پرسیده باشیم.

پاسخ این پرسش، به یکی از قدیمی‌ترین و در عین حال قدرتمندترین سوگیری‌های شناختی برمی‌گردد که ذهن انسان می‌شناسد: سوگیری تأیید.

سوگیری تأیید چیست؟

پیش از آن‌که به تعریف دقیق این سوگیری برسیم، بیایید نگاهی به تاریخچه کشف آن بیندازیم؛ چون این تاریخچه، خودش داستانی خواندنی دارد.

اگر بخواهیم ریشه‌های فکری این ایده را دنبال کنیم، باید به قرن هفدهم و به فیلسوف انگلیسی، فرانسیس بیکن، برگردیم.

بیکن، در کتاب معروفش «ارغنون نو»، جمله‌ای نوشت که امروز، پس از چهارصد سال، همچنان توصیف دقیقی از این پدیده به‌شمار می‌رود: ذهن انسان، همین‌که عقیده‌ای را بپذیرد، تمایل پیدا می‌کند همه‌چیز را طوری ببیند که از آن عقیده حمایت کند و با آن هم‌خوان باشد.

حتی اگر شواهد بیشتر و قوی‌تری در جهت مخالف وجود داشته باشد، ذهن ممکن است آن‌ها را نادیده بگیرد، کم‌اهمیت جلوه دهد یا با استدلال‌های مختلف کنار بزند تا اعتبار عقیده اولیه‌اش دست‌نخورده بماند.

بیکن این پدیده را در چارچوبی فلسفی توصیف کرد، اما چند قرن طول کشید تا این گرایش به شکل آزمایشگاهی و علمی بررسی شود.

این اتفاق سرانجام در قرن بیستم و در پژوهش‌های پیتر واسون، روان‌شناس بریتانیایی، به شکلی مشهور ظاهر شد.

آزمایش ۲-۴-۶ پیتر واسون

واسون آزمایشی طراحی کرد که امروز به تکلیف ۲-۴-۶ شهرت دارد.

در این آزمایش، به شرکت‌کنندگان گفته می‌شد که پژوهشگر یک قاعده ذهنی برای تولید دنباله‌های سه‌عددی در نظر گرفته است و یک نمونه از آن دنباله را در اختیارشان می‌گذاشت:

۲، ۴، ۶

سپس از شرکت‌کنندگان خواسته می‌شد حدس بزنند قاعده چیست.

برای آزمودن حدس خود، آن‌ها می‌توانستند دنباله‌های سه‌عددی مختلفی پیشنهاد دهند و واسون فقط به آن‌ها می‌گفت که دنباله پیشنهادی با قاعده اصلی سازگار است یا نه.

اغلب شرکت‌کنندگان با دیدن دنباله ۲، ۴، ۶ خیلی سریع فرض می‌کردند قاعده این است:

«هر عدد، دو واحد بیشتر از عدد قبلی است.»

بعد، برای آزمودن این فرض، دنباله‌هایی مانند ۸، ۱۰، ۱۲ یا ۱۴، ۱۶، ۱۸ پیشنهاد می‌دادند؛ یعنی دنباله‌هایی که دقیقاً همان قاعده فرضی را تأیید می‌کردند.

واسون هم هر بار می‌گفت:

«بله، این دنباله با قاعده هم‌خوان است.»

شرکت‌کنندگان نیز با اعتمادبه‌نفس بیشتری تصور می‌کردند قاعده را کشف کرده‌اند.

اما نکته شگفت‌انگیز اینجا بود:

قاعده واقعی بسیار ساده‌تر بود.

قاعده فقط این بود که:

«هر سه عدد باید به ترتیب صعودی باشند.»

یعنی مثلاً دنباله ۳، ۵، ۹ هم درست بود.

مشکل این بود که شرکت‌کنندگان تقریباً هیچ‌وقت به‌دنبال آزمایشی نمی‌رفتند که بتواند فرض خودشان را رد کند.

آن‌ها بیشتر به دنبال تأیید بودند تا ابطال.

این آزمایش، به یکی از معروف‌ترین نمونه‌ها برای نشان دادن سوگیری تأیید در استدلال انسان تبدیل شد.

سوگیری تأیید چگونه کار می‌کند؟

حالا که با تاریخچه آن آشنا شدیم، بیایید کمی عمیق‌تر به سازوکار سوگیری تأیید نگاه کنیم.

سوگیری تأیید را بهتر است یک فرایند واحد ندانیم؛ بلکه می‌توان آن را حاصل چند گرایش به‌هم‌پیوسته در پردازش اطلاعات در نظر گرفت.

جست‌وجوی گزینشی اطلاعات

اولین فرایند، جست‌وجوی گزینشی اطلاعات است.

وقتی باوری داریم، ممکن است ذهن ما به‌طور طبیعی به سمت منابعی برود که احتمال تأیید آن باور در آن‌ها بیشتر است و از منابعی که احتمال به چالش کشیدن باورمان در آن‌ها وجود دارد، دوری کند.

تفسیر گزینشی اطلاعات

دومین فرایند، تفسیر گزینشی است.

حتی وقتی با اطلاعاتی مبهم یا دوپهلو مواجه می‌شویم، ممکن است آن‌ها را طوری تفسیر کنیم که با باور موجودمان سازگار باشند.

به‌یادسپاری گزینشی

سومین فرایند، به‌یادسپاری گزینشی است.

از میان تمام اطلاعاتی که در طول زمان با آن‌ها مواجه شده‌ایم، ممکن است اطلاعات سازگار با باورمان برایمان برجسته‌تر و قابل‌دسترسی‌تر باقی بمانند و اطلاعات ناسازگار کمتر در ذهن بمانند.

این سه فرایند می‌توانند دست‌به‌دست هم بدهند و یک چرخه خودتقویت‌شونده بسازند:

هرچه بیشتر به دنبال تأیید باورمان بگردیم، بیشتر اطلاعات تأییدکننده پیدا می‌کنیم؛ و هرچه بیشتر چنین اطلاعاتی ببینیم، به باورمان مطمئن‌تر می‌شویم.

و این اطمینان بیشتر، ما را دوباره به جست‌وجوی بیشتر برای تأیید سوق می‌دهد.

سوگیری تأیید در تاریخ

برای اینکه مفهوم سوگیری تأیید ملموس‌تر شود، بیایید چند نمونه تاریخی را مرور کنیم که در آن‌ها تفسیر گزینشی شواهد نقش مهمی داشته است.

ماجرای دریفوس

یکی از برجسته‌ترین نمونه‌ها، ماجرای دریفوس در فرانسه قرن نوزدهم است.

آلفرد دریفوس، افسر یهودی ارتش فرانسه، به جاسوسی برای آلمان متهم شد.

در جریان بررسی شواهد، بعضی از ارزیابی‌ها تحت تأثیر پیش‌فرض‌های قبلی درباره گناهکار بودن او قرار گرفتند و شواهدی که با این فرض سازگار بودند، بیش از حد برجسته شدند، در حالی که داده‌های ناسازگار کمتر جدی گرفته شدند.

این پرونده در ادامه نشان داد که وقتی یک فرض اولیه بسیار قدرتمند شود، حتی ارزیابی مدارک نیز می‌تواند تحت تأثیر آن قرار بگیرد.

حباب دات‌کام

نمونه دیگری را می‌توان در حباب دات‌کام در اواخر دهه ۱۹۹۰ دید.

در آن دوره، بسیاری از سرمایه‌گذاران نسبت به شرکت‌های اینترنتی خوش‌بینی شدیدی داشتند.

تحلیل‌ها و پیش‌بینی‌های خوش‌بینانه بیشتر شنیده می‌شدند و هشدارهایی که درباره نبود مدل درآمدی یا ارزش‌گذاری‌های افراطی مطرح می‌شدند، در فضای عمومی کمتر مورد توجه قرار می‌گرفتند.

وقتی یک فرض بنیادی به «باور جمعی» تبدیل شود، اطلاعات مخالف برای پذیرفته شدن ممکن است با مانع بزرگ‌تری مواجه شوند.

ارزیابی اطلاعاتی پیش از جنگ عراق

در ارزیابی‌های اطلاعاتی پیش از جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ نیز مسئله فرض‌های قبلی و نحوه تفسیر شواهد اهمیت زیادی داشت.

گزارش‌ها و اطلاعات مختلف درباره برنامه‌های تسلیحات کشتار جمعی عراق باید در شرایطی تفسیر می‌شدند که فرض‌های قبلی درباره توانایی‌های عراق از قبل وجود داشتند.

بعدها، بررسی‌های رسمی نشان دادند که بخش مهمی از ارزیابی‌های اولیه درباره وجود برنامه فعال تسلیحات کشتار جمعی نادرست بوده است.

این ماجرا نمونه مهمی برای مطالعه رابطه میان فرض قبلی، تفسیر شواهد و تصمیم‌گیری است.

سوگیری تأیید در زندگی روزمره

اما سوگیری تأیید فقط در سیاست، تاریخ یا بازارهای مالی اتفاق نمی‌افتد.

اتفاقاً شاید مهم‌ترین تأثیر آن در تصمیم‌های کوچک و روزمره ما باشد؛ همان تصمیم‌هایی که معمولاً اصلاً متوجه نمی‌شویم در حال سوگیری هستند.

سوگیری تأیید در رژیم غذایی

مثلاً فردی را در نظر بگیر که تصمیم گرفته یک رژیم غذایی خاص را دنبال کند.

از آن لحظه ممکن است شروع کند به دنبال کردن صفحاتی که مزایای همان رژیم را تبلیغ می‌کنند.

وقتی مقاله‌ای علمی با نتیجه متفاوت منتشر می‌شود، ممکن است خیلی سریع بگوید:

«این تحقیق قدیمی است.»

یا:

«این فقط تبلیغات صنعت غذاست.»

البته ممکن است واقعاً مقاله ایراد داشته باشد.

اما سؤال مهم این است:

آیا مقاله را به دلیل ضعف شواهد رد کردم، یا چون نتیجه‌اش با باور من ناسازگار بود؟

سوگیری تأیید در محیط کار

مدیری را تصور کن که از همان ابتدا تصور بسیار خوبی درباره یکی از کارکنانش دارد.

وقتی آن کارمند اشتباهی می‌کند، ممکن است مدیر آن را یک «فرصت یادگیری» ببیند.

اما اگر همان اشتباه را کسی انجام دهد که از ابتدا درباره او نظر منفی داشته، ممکن است همان رفتار را نشانه بی‌کفایتی تفسیر کند.

رفتار یکسان است.

اما تفسیر متفاوت است.

اینجاست که سوگیری تأیید می‌تواند روی قضاوت ما اثر بگذارد.

سوگیری تأیید در روابط عاطفی

مثال دیگر، زمانی است که فردی به بی‌وفایی شریک زندگی‌اش مشکوک می‌شود.

پس از شکل گرفتن این باور، رفتارهایی که قبلاً عادی به نظر می‌رسیدند ممکن است ناگهان معنای دیگری پیدا کنند:

یک پاسخ دیرهنگام.

یک پیام.

یک سفر کاری.

یک رفتار دوستانه با فردی دیگر.

همه می‌توانند در چارچوب باور جدید به‌عنوان «شاهد» تعبیر شوند.

این در حالی است که همان رفتارها پیش از شکل‌گیری شک، ممکن بود کاملاً عادی به نظر برسند.

سوگیری تأیید لزوماً واقعیت بیرونی را تغییر نمی‌دهد.

بلکه می‌تواند تفسیر ما از آن واقعیت را تغییر دهد.

چرا سوگیری تأیید در ذهن انسان وجود دارد؟

حالا پرسش جالب‌تری مطرح می‌شود:

اگر سوگیری تأیید می‌تواند ما را از واقعیت دور کند، چرا اصلاً چنین گرایشی در ذهن انسان وجود دارد؟

برای پاسخ، گاهی به دیدگاه‌های تکاملی درباره تصمیم‌گیری و مدیریت خطا توجه می‌شود.

در بسیاری از موقعیت‌های گذشته، تصمیم‌گیری سریع اهمیت زیادی داشته است.

تصور کن یکی از اجداد ما صدای خش‌خشی در بوته‌ها می‌شنود.

دو احتمال وجود دارد:

یک حیوان خطرناک آنجاست.

یا فقط باد باعث حرکت بوته‌ها شده است.

اگر فرد بخواهد قبل از هر واکنش، تمام احتمالات را با دقت بررسی کند، ممکن است فرصت فرار را از دست بدهد.

اما اگر فرض خطر را سریع بپذیرد و فرار کند، در بعضی موارد فقط مقدار کمی انرژی را بیهوده مصرف کرده است.

هزینه این دو خطا برابر نیست.

نادیده گرفتن یک خطر واقعی می‌تواند بسیار پرهزینه‌تر از فرار بی‌مورد باشد.

این عدم تقارن هزینه خطاها یکی از چارچوب‌هایی است که برای توضیح برخی سوگیری‌های شناختی و تصمیم‌گیری سریع مورد استفاده قرار گرفته است.

بااین‌حال، نباید نتیجه گرفت که سوگیری تأیید را می‌توان به‌طور قطعی و کامل به یک علت تکاملی واحد نسبت داد.

سوگیری تأیید و نیاز به انسجام

یک عامل مهم دیگر، نیاز ما به انسجام ذهنی و اجتماعی است.

انسان فقط اطلاعات پردازش نمی‌کند؛ او با دیگران نیز زندگی می‌کند.

باورها، هویت، ارزش‌ها و عضویت‌های گروهی می‌توانند به یکدیگر گره بخورند.

وقتی یک باور تبدیل به بخشی از هویت فرد یا گروه می‌شود، کنار گذاشتن آن دیگر فقط به معنای تغییر یک گزاره ذهنی نیست.

ممکن است به معنای تغییر تصویری باشد که فرد از خودش دارد.

به همین دلیل، اطلاعاتی که یک باور مهم را تهدید می‌کنند، می‌توانند واکنش شدیدتری ایجاد کنند.

سوگیری تأیید؛ مکانیزمی باستانی در دنیای مدرن

حالا سؤال این است:

چرا چیزی که ممکن است در گذشته کارکردی داشته باشد، امروز این‌قدر مسئله‌ساز شده است؟

چون محیط اطلاعاتی ما به‌شدت تغییر کرده است.

اینترنت، انتخاب گزینشی را آسان کرده است

در گذشته، اگر باور خاصی داشتی، منابعی که بتوانند آن را تأیید کنند محدود بودند.

امروز، تقریباً برای هر باور می‌توان ده‌ها، صدها یا هزاران منبع تأییدکننده پیدا کرد.

همین موضوع باعث می‌شود جست‌وجوی گزینشی اطلاعات بسیار آسان‌تر شود.

شبکه‌های اجتماعی

الگوریتم‌های توصیه محتوا نیز می‌توانند محیطی بسازند که در آن، کاربر بارها با محتوایی مواجه شود که با علایق و تعاملات قبلی او سازگار است.

در نتیجه، ممکن است تصور کنیم:

«همه همین‌طور فکر می‌کنند.»

در حالی که آنچه می‌بینیم، لزوماً نماینده همه دیدگاه‌های موجود نیست.

تصمیم‌های پیچیده مدرن

بخش بزرگی از تصمیم‌های امروزی نیز بسیار پیچیده‌تر از تصمیم‌های فوری محیط‌های اجدادی هستند.

سرمایه‌گذاری، انتخاب شغل، قضاوت درباره سیاست‌گذاری اقتصادی یا ارزیابی اطلاعات پزشکی، نیاز به مقایسه چندین متغیر و تحمل عدم قطعیت دارد.

اما مغز همچنان از همان ظرفیت‌های شناختی قدیمی استفاده می‌کند.

در چنین شرایطی، میان‌برهای ذهنی می‌توانند به‌جای کمک، تصمیم‌گیری را منحرف کنند.

چطور سوگیری تأیید را کاهش دهیم؟

خوشبختانه، آگاهی از این سوگیری می‌تواند کمک کند تا اثر آن را کاهش دهیم.

هدف این نیست که سوگیری تأیید را به‌طور کامل از ذهن حذف کنیم.

هدف، ایجاد وقفه‌ای در فرایند خودکار ذهن است.

۱. عمداً دنبال شواهد مخالف بگرد

به‌جای این سؤال:

«چه چیزی درست بودن تصمیم من را نشان می‌دهد؟»

بپرس:

«چه شواهدی می‌تواند نشان دهد من اشتباه می‌کنم؟»

این یکی از ساده‌ترین راه‌ها برای تبدیل جست‌وجوی تأییدی به جست‌وجوی نقادانه است.

۲. عکس قضیه را در نظر بگیر

پیش از نهایی کردن یک تصمیم، از خودت بپرس:

«اگر برعکس این تصمیم درست باشد، چه شواهدی باید وجود داشته باشد؟»

این تمرین ذهن را مجبور می‌کند برای مدتی از چارچوب فعلی فاصله بگیرد.

۳. از تحلیل پیش از مرگ استفاده کن

در روش تحلیل پیش از مرگ یا Premortem، فرض می‌کنی تصمیمی که گرفته‌ای در آینده با شکست مواجه شده است.

بعد می‌پرسی:

«چه چیزهایی باعث این شکست شدند؟»

این کار به‌جای اینکه فقط دلایل موفقیت را جست‌وجو کند، ذهن را مجبور می‌کند سناریوهای منفی و نقاط ضعف تصمیم را نیز ببیند.

۴. منابع اطلاعاتی متفاوت داشته باش

اگر همه منابعی که دنبال می‌کنی یک دیدگاه واحد را تکرار کنند، احتمال اینکه با اطلاعات مخالف مواجه شوی کمتر می‌شود.

برای تصمیم‌های مهم، عمداً از منابع متفاوت استفاده کن.

نه برای اینکه حتماً طرف مقابل را بپذیری؛ بلکه برای اینکه مطمئن شوی واقعاً شواهد هر دو طرف را دیده‌ای.

۵. تصمیم‌هایت را ثبت کن

یکی از روش‌های مفید، نگه داشتن دفترچه تصمیم‌گیری است.

پیش از یک تصمیم مهم، بنویس:

چه تصمیمی گرفته‌ام؟

چرا آن را گرفته‌ام؟

چه نتیجه‌ای انتظار دارم؟

چه چیزی ممکن است نشان دهد اشتباه کرده‌ام؟

بعد از گذشت زمان، به این نوشته برگرد و نتیجه واقعی را با پیش‌بینی اولیه مقایسه کن.

این کار کمک می‌کند حافظه بازسازی‌شونده‌مان، گذشته را مطابق نتیجه فعلی بازنویسی نکند.

چگونه بفهمیم دچار سوگیری تأیید شده‌ایم؟

گاهی سخت‌ترین بخش ماجرا این است که بفهمیم همین الآن درگیر سوگیری تأیید هستیم.

چند سؤال می‌تواند کمک‌کننده باشد:

آیا فقط منابعی را می‌خوانم که با من موافق‌اند؟

اگر همین اطلاعات نتیجه‌ای مخالف باور من می‌داد، باز هم آن را به همین اندازه معتبر می‌دانستم؟

آیا در حال جست‌وجوی حقیقت هستم یا در حال دفاع از تصمیم قبلی‌ام؟

چه چیزی می‌تواند نظر من را تغییر دهد؟

این سؤال آخر، بسیار مهم است.

اگر برای یک باور هیچ شواهدی را قابل قبول نمی‌دانیم، شاید دیگر در حال آزمودن آن باور نیستیم؛ فقط در حال محافظت از آن هستیم.

سوگیری تأیید و تصمیم‌گیری

ارتباط میان سوگیری تأیید و تصمیم‌گیری، شاید مهم‌ترین بخش این بحث باشد.

در بسیاری از تصمیم‌ها، مشکل اصلی کمبود اطلاعات نیست.

مشکل این است که فقط بخشی از اطلاعات را می‌بینیم.

ممکن است برای خرید یک سهام، فقط تحلیل‌های مثبت را بخوانیم.

برای انتخاب شغل، فقط دلایلی را ببینیم که تصمیم اولیه‌مان را تأیید می‌کنند.

در یک رابطه، فقط رفتارهایی را ببینیم که شک یا خوش‌بینی قبلی‌مان را تقویت می‌کنند.

در نتیجه، تصمیمی که می‌گیریم ممکن است بر اساس مجموعه‌ای ناقص و گزینش‌شده از اطلاعات باشد.

و اگر داده‌های ورودی ما منحرف باشند، حتی یک فرایند منطقیِ تصمیم‌گیری هم می‌تواند به نتیجه‌ای ضعیف برسد.

حرف آخر

سوگیری تأیید احتمالاً یکی از آن خطاهای شناختی‌ای است که دوست داریم درباره دیگران ببینیم و درباره خودمان نادیده بگیریم.

ما معمولاً به‌راحتی متوجه می‌شویم که شخص دیگری فقط اطلاعات همسو با باورش را می‌بیند.

اما وقتی خودمان همین کار را می‌کنیم، اسم دیگری روی آن می‌گذاریم:

«تحقیق کردم.»

«خوب بررسی کردم.»

«منطقی تصمیم گرفتم.»

و دقیقاً همین‌جاست که سوگیری تأیید می‌تواند خطرناک شود.

چون مشکل آن این نیست که ما هیچ اطلاعاتی نداریم.

مشکل این است که اطلاعات را گزینش می‌کنیم.

شاید یکی از مهم‌ترین مهارت‌های فکری در دنیای امروز، توانایی پرسیدن این سؤال باشد:

«چه چیزی می‌تواند ثابت کند که من اشتباه می‌کنم؟»

نه برای اینکه همیشه نظرت را عوض کنی.

نه برای اینکه به هر ادعای جدیدی اعتماد کنی.

بلکه برای اینکه مطمئن شوی، پیش از تصمیم‌گیری، واقعاً به دنبال حقیقت بوده‌ای؛ نه فقط به دنبال چیزی که می‌خواستی حقیقت داشته باشد.

و شاید تفاوت میان یک ذهن بسته و یک ذهن نقاد، دقیقاً در همین فاصله کوچک باشد:

ذهن بسته می‌پرسد: «چه چیزی حرف من را تأیید می‌کند؟»

ذهن نقاد می‌پرسد: «چه چیزی می‌تواند نشان دهد که من اشتباه می‌کنم؟»


سوالات متداول درباره سوگیری تأیید

سوگیری تأیید چیست؟

سوگیری تأیید یک گرایش شناختی است که در آن افراد تمایل دارند اطلاعاتی را بیشتر جست‌وجو، تفسیر یا به خاطر بسپارند که با باورها و فرض‌های قبلی‌شان سازگار است.

آزمایش ۲-۴-۶ واسون چه چیزی را نشان داد؟

در این آزمایش، افراد برای کشف قاعده یک دنباله عددی، بیشتر دنباله‌هایی را آزمایش می‌کردند که فرض اولیه‌شان را تأیید می‌کردند و کمتر سراغ آزمون‌هایی می‌رفتند که می‌توانستند فرضشان را رد کنند.

آیا سوگیری تأیید همیشه باعث تصمیم اشتباه می‌شود؟

خیر. سوگیری تأیید یک گرایش شناختی است و شدت اثر آن به موقعیت، نوع اطلاعات و روش تصمیم‌گیری بستگی دارد. اما می‌تواند احتمال نادیده گرفتن شواهد مخالف را افزایش دهد.

سوگیری تأیید چه ارتباطی با تصمیم‌گیری دارد؟

اگر فرد فقط بخشی از اطلاعاتی را ببیند که تصمیم اولیه‌اش را تأیید می‌کنند، ممکن است تصمیم نهایی بر اساس اطلاعات ناقص یا گزینش‌شده گرفته شود.

چگونه سوگیری تأیید را کاهش دهیم؟

جست‌وجوی عمدی شواهد مخالف، بررسی دیدگاه‌های متفاوت، استفاده از تحلیل پیش از مرگ و ثبت دلایل تصمیم پیش از مشخص شدن نتیجه، از جمله روش‌هایی هستند که می‌توانند به کاهش اثر سوگیری تأیید کمک کنند.

تفاوت سوگیری تأیید با شک‌گرایی چیست؟

شک‌گرایی سالم یعنی شواهد را پیش از پذیرفتن یا رد کردن یک ادعا بررسی کنیم. سوگیری تأیید زمانی مشکل‌ساز می‌شود که فرد به‌طور نامتقارن شواهد را ارزیابی کند و اطلاعات موافق را راحت‌تر بپذیرد و اطلاعات مخالف را سخت‌گیرانه‌تر رد کند.

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *